تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي

مبانی نظری و فلسفی


 در طول تاریخ، مکاتب نظری و فلسفی متنوعی در باب شناخت و رابطه ذهن و مغز ظهور کرده اند. اما در دهه های اخیر به دلیل پیشرفت علوم رایانه، علوم اعصاب و ظهور علوم شناختی پرسش های جدیدی مطرح شده است که در رشته جدیدی به نام فلسفه ذهن مورد بررسی قرار می گیرند. گرچه عدد های از فلاسفه ذهن، مادی انگارند، ولی عده دیگری از فلاسفه معتقدند که شناخت انسان نمی تواند فرایندی مادی باشد.
بدین لحاظ ضروری است، اندیشمندان اسلامی با بهره ‏گیری از آموزه ‏های دینی و معارف اسلامی درباب نفس، ذهن و معرفت که ذیلاً اصول آن بازگو میشود، مواجهه فعالی با مباحث جدید مطرح در زمینه ذهن و رابطه آن با مغز داشته باشند تا بتوانند تحولی را در مبانی فلسفی علوم شناختی رقم بزنند و خلاقانه به توسعه این دانش کمک کرده، گفتگوی سازنده‏ای را بین شرق و غرب در باب ذهن و شناخت بنیان نهند.
‏اصول نگرش اسلامی نسبت به نفس، ذهن و معرفت به شرح زیر است:
  1.  ‏باور به وجود خداوند به عنوان خالق انسان و افاضه كننده معرفت؛
  2.  اذعان به وجود نفس و تجرد آن و پذيرش تجرد علم و معرفت؛
  3.  ‏‏باور به فطرت الهی انسان؛
  4.  ‏اتخاذ موضع معرفت شناختي واقع گرایانه (رئاليستي) در تحليل ماهيت شناخت؛
  5. ‏ عدم انحصار شناخت انسان به عالم حس و امكان شناخت مراتب وجود و عوالم ديگر؛
  6. ‏ اجتناب از رويكردهاي تحويل گرايانه و صرفاً مادی انگارانه (فيزيكاليستي) در تبيين شناخت و ذهن و باور به بطون و مراتب متعدد براي وجود انسان؛
  7.  ‏پرهيز از انحصار روش شناسي علم در روش تجربي؛
  8.  ‏توجه به شمول آموزه هاي و حياني و انديشه هاي عقلي محض؛
  9. ‏ حكيمانه و هدفمند دانستن خلقت انسان و نظام معرفتي وي و انكار هرگونه تصادف و خلل در نقشه وجود آدمي؛
  10.  پذيرش نظام عليت و عدم انحصار آن به علت و معلول هاي مادي؛
  11.  عدم تحليل جبر باورانه يا تفويض گرايانه از انسان و قبول ديدگاه امر بين الامرين.